تبليغاتX
توسن
ای ره گشوده دردل دروازه های ماه!توسن گسسته عنان از هزارراه،رفتن به اوج قله را به هزار راه تدبیرمیکنی
صفحه نخست
نظريات بيشتر
توسن

جوجه ها چه ناشکیبا انتظار بهار را بر دوش خویش می کشند

بهارم از تو می نویسم که شاید نبینمت!

می دانم ، می دانی و می دانند

که بهار هم نشانه ایست

ترا می گویم!! گاه ترا بهار خوانده ام و گاهی...

شاید من هم بهارم که بعد از زمستان متولد می شوم

اما آیا تولدی از برایم هست؟

 ای غزال باغ شعرم! این بار جای غزل خالیست!

یادت هست که هیچکس نمی داند تو بهاری؟؟؟!؟؟!!!

پیستچیو

کاش در آغوش گرمت لختی بیاسایم

ترا چه می شود؟؟ عجب برقی به سینه ی دلم نشانده ای

اما شمار معکوس نفس هایم

چندی است که آغاز گشته

من زمستان نیستم ! که بسوزانم

 اما تو بهاری!!

بهار که بیاید  تو  یک بیست خواهی گرفت!

به قلم توسن سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati

    -->
    -->
    Site Meter -->